+1 (415) 685 8888
info@mehriran.tv

خوش آمدید ورود / ثبت نام

تاجیکان، تاجداران ایرانویچ

نویسنده:  دکتر رضا هازلی (کی اشکان اردلان افشارنادری)
18 امرداد 7760 میترایی (9 آگوست 2022 میلادی)

پیشگفتار در اهمیت تاجیکستان

زبان های هندوایرانی از کهن ترین و غنی ترین زبانهای تاریخی جهان اند که اندیشه های بالای فلسفی و جهان بینی های شگرف مردمان سخنگو بدانها در کتابهایی مانند «ریگ ودا» و «اوستا» بازتاب یافته اند. مردمان سخنگو به زبانهای آریایی ( هندوایرانی) همان گونه که در کهن ترین بخش های اوستا از جمله مهریشت[i] آمده است در سرزمینی زندگی می کردند که به آن « ایرانویچ» می گفتند. سرزمین «ایرانویچ» یا به تلفظ اوستایی «ائیریه وئجه» که به معنای «ریشه سرزمین آریاییان» یا سرزمین نخستین آریاییان است، در گستره خراسان شمالی بوده که بخش های مهمی از آن امروزه در «تاجیکستان» قرار دارد. ایرانویچ کانون مردمان آریایی بود که بعد ها با مهاجرت به شمال هند و فلات ایران و آناتولی و شرق اروپا و حتی تیره ای از آنها چون «هیکسوس» ها و «میتانی» ها و «کاسپی»[ii] ها تا شمال مصر، بزرگ ترین تمدنهای جهان عصر باستان را پی ریزی کردند. همه این مردمان تمدن ساز آریایی یا هندوایرانی و اروپایی از «ایرانویچ» آمدند که امروزه بخش های عمده آن در تاجیکستان است. هرچند که بخش های دیگری از ایرانویچ هم در دیگر کشورهای آسیای مرکزی و حوزه های باستان شناسی آنها قرار داشته است، اما، اهمیت «تاجیکستان» در آن است که این کشور تا کنون در حوزه «تمدن ایرانی» قرار دارد و برخلاف بسیاری از کشورهای آسیای میانه که پس از حمله مغول تغییر هویت فرهنگی دادند، «تاجیکستان » بر بام آسیا و بر بام غله فرهنگ کهن ایرانی با تمام ناملایمات روزگار، همچنان سرافراز ایستاده است. همچنین نباید از این نکته غفلت کرد که با روی کار آمدن حکومت های اسلامی-ابراهیمی در بیشتر کشورهای حوزه تمدن ایرانی از جمله ایران و افغانستان و جایگزین شدن «هویت ایرانی» با «هویت ابراهیمی» در این کشورها، تاجیکستان امروزه یگانه کشور پرچمدار تمدن باستانی ایران است. از اینرو بررسی و پژوهش درباره سرزمین «تاجیکستان» و مردمان «تاجیک» در طول تاریخ کمال اهمیت را دارد.

 

از ایرانویچ تا تاجیکستان

سرزمینی را که امروزه «تاجیکستان» می نامیم در طول تاریخ به نامهای گوناگونی که همگی ریشه در فرهنگ ایرانی داشته اند، نامیده شده است. همانگونه که پیشتر اشاره شد تاجیکستان امروزی و خراسان شمالی، بر پایه کهن ترین بخش های اوستا از جمله «مهر یشت»[iii] ؛ «ائیریه وئجه»، «ایرانویچ»[iv] و« آریانویچ» نامیده میشده است. این نام را بدین سرزمین هنگام نوشتن کهن ترین بخش های ادبیات هندوایرانی در «اوستا» و «ریگ ودا» یعنی از هزاره پنجم تا هزاره سوم پیش از میلاد داده اند. حوزه های باستان شناسی آسیای مرکزی که همگی مرتبط با «ایرانویچ» است قدمت و اصالت و پیشرفتگی شگرف تمدن آریایی باستان را به خوبی نشان می دهند. حوزه های باستان شناسی «آندرونووا»[v] ، «بی-اِی-اِم-سی»[vi] و «یاز»[vii] به طور کامل سیر دگرگونی تمدن بسیارپیشرفته «ائیریه وئجه»، «ایرانویچ» یا « آریانویچ» را از عصر نوسنگی تا عصر برنز و آهن به خوبی نشان می دهند و جغرافیای آنها کاملا منطبق با جغرافیای «ایرانویچ» در اوستاست. از جمله بخش های بسیار مهمی از حوزه باستان شناسی « بی-اِی-اِم-سی» امروزه در تاجیکستان و بلخ در شمال خراسان (افغانستان) قرار دارد. کاملا آشکارست که در عصر برنز و آغاز آهن این سرزمینها «ائیریه وئجه» یا«ایرانویچ» نامیده میشدند هرچند که این حوزه باستان شناسی امروزه به دلایل سیاسی[viii] و به صورت نادرست حوزه تمدنی باکتریا-مارگیانا نامیده میشود که  چنین نامگذاری با نوشته باستانی «مهریشت» اوستا ناسازگار است. به جز این نام که بی شک مردمان خود این سرزمین بدان می داده اند، در کتابها و نقشه های تاریخی کلاسیک یونانی-رومی که هزاران سال پس از «اوستا» نوشته شده اند، نام خراسان شمالی و حتی جنوبی ، « آریانا»[x] بوده است.

 

آریانا (Ariana)، لاتین  شده واژه یونانی  'Αρειανήبا تلفظ آریانِه / Arianē‏به گفتهٔ «استرابو» ؛[xi]بخشی از تاجیکستان و افغانستان و بخش‌هایی از شرق ایران و قسمتی از پاکستان امروزی را شامل می‌شده است. بعدها، همچنین نویسندگانی مانند الیان  از «آریانای هندی» به‌عنوان یک اصطلاح جغرافیایی سخن گفته‌اند.

 

اصطلاح آریانا را  جغرافی‌دان یونانی اراتوستن  (۲۷۶–۱۹۴ قبل از میلاد)، که به‌عنوان یکی از نخستین ترسیم کنندگان نقشه جهان بر‌اساس دانش جغرافیایی موجود در زمان خود شناخته شده‌ است، را نیز بکار برده است و بر روی نقشه اش  قلمرو بزرگی به‌نام «آریانا» را مشخص می‌کند که آن را میان میانرودان و هند قرار می‌دهد.بر مبنای آن؛ خط مرزی این سرزمین را رود سند  در شرق، دریای مکران  در جنوب، خطی از کارمانیا تا دوازه های کاسپیان در غرب، و رشته کوه های توروس در شمال دانسته است و مانند تأکید استرابو با همان نام «آریانا»، و به‌صورت یک ملت، شناخته می شود. [xii]

البته کاملا آشکار است که ابعاد و مقیاس نقشه «اراتوستن» دقیق نیست و اطلاعات دقیق‌تری از جایگاه آریانا و شهرهای آن در اوستا وجود دارد و این مرزهای شمالی «آریا نا» شمالی تر از آن هستند که «اراتوستن» می پنداشته است.

همچنین نام شهر باستانی هرات که در اوستا بصورت «هرویتی» آمده و یونانیان باستان آنراHaroyum/Haraiva   می نامیدند خود ریشه در نام «آریا» دارد و به عنوان مدرکی بر یکی بودن «آریا نا» با «خراسان» در نظر گرفته میشود که یکی از چندین کلان‌شهر این سرزمین بوده است. از سوی دیگر نام زبان مردم این سرزمین در کتیبه «کانیشکا» شاه کوشانی، شناخته شده به کتیبه «رباطک» ، «آریه» آمده است که با اندکی دگرگونی و افزودن پیشوند معرفه « د» پشتو به آن به «دریه» و سپس تا به امروز «دری» نامیده میشود، خود نشان از آن دارد که افزون بر سرزمین و شهرهای آریایی ، زبان «آریایی» یا «دری» نیز وجود داشته است که امروزه با نام های دیگری از جمله «پارسی» و «تاجیکی» نیز شناخته میشود. بر‌اساس نوشته‌های «مک‌کنزی»، «ایران ویج» در اواخر دوران شاهنشاهی ساسانی ، به نواحی «آذربایجان» گفته می‌شده اما در آغاز به مناطقی نزدیک «سغد و بلخ» اطلاق می‌شده است. بر‌اساس تعریفی که در فرگرد یکم «وندیدا» از عبارت «ایرانویج» می‌شود، منظور سرزمین اولین مُبَلّغان اوستا است.[xiii] نام «ایران» و ترکیبات آن مانند «ایران زمین» و «ایرانشهر» نیز همه ریشه در نام «ائیریه وئجه» باستانی دارد. نام «ایران» و ترکیباتش نزدیک به دوهزار بار در «شاهنامه فردوسی» که بر پایه «خدای نامک» های عهد ساسانی است نیز آمده است.

 

لازم به ذکر است که سرزمین «سغد» که بخش شمالی «ائیریه وئجه» یا «ایرانویچ» و «آریانا» بوده است در نقشه باستانی «اراتوستن» همین سرزمینی است که امروزه «تاجیکستان» نامیده میشود. نام «تاجیکستان» برای این سرزمین نامی است نوین و نخستین بار بصورت رسمی با تشکیل جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان درون اتحاد جماهیر سوسیالیستی سابق در سال ۱۹۲۹ میلادی به کار رفته است هرچند که نام «تاجیک» پیش از آن نیز وجود داشته و به پارسی زبانهای آسیای میانه و شمال خراسان و حتی برخی مردمان  مناطق مرکزی کشور ایران نیز گفته می شده است.[xiv]  

 

در ایران  تعداد زیادی از تاجیک‌ها در منطقهٔ ورامین  ساکن هستند. تاجیک‌ها از قدیمی‌ترین اقوام ورامین  و ایران هستند که هنوز هم نام خانوادگی بیشتر این مردم همان تاجیک باقی‌مانده‌است.

ورامین در زمان ساسانیان یکی از قریه‌های راگا (ری)  بوده است     . برخی تاریخ شناسان معتقدند که شکل گیری مردم تاجیک در این نواحی مربوط به دوران ساسانیان بوده و آنها یکی از قدیمی‌ترین باشندگان این مناطق هستند. [xv]

به گفتهٔ «میرزا شکور زاده» ، پژوهشگر تاجیک و نویسندهٔ کتاب «تاجیکان در مسیر تاریخ»، براساس پژوهش‌ها، مردم پارسی‌گوی در بسیاری از نقاط آسیای میانه، ایران و افغانستان و حتی کشمیر و کاشغر خود را «تاجیک» معرفی کرده‌اند. واژهٔ «تاجیک» در ادبیات کلاسیک پارسی زیاد بکار رفته و کاربرد آن غالباً در برابر ترک و عرب صورت گرفته‌است:

مثلاً سعدی می‌گوید:

شاید که به پادشاه بگویند، ترک تو بریخت خون تاجیک.

و یا جامی اشاره‌ای دارد دربارهٔ علی شیرنوایی که:

او که یک ترک بود و من تاجیک، هردو داشتیم خویشی نزدیک.

و باز سعدی در جای دیگر می‌گوید که:

نگار ترک و تاجیکم کند صد خانه ویرانه، به آن چشمان تاجیکانه و مژگان ترکانه.

اکثر تاجیک ها امروزه «امیر اسماعیل سامانی» را بنیانگذار «تاجیکستان» می دانند. هرچند اصل و نسب دودمان «سامانیان» به «خاندان مهران» و «بهرام چوبین»  میرسد و آنها خود را همواره «ایرانی» و «خراسانی» می نامیده اند.

 

اتیمولوژی واژه «تاجیک»

هرچند که نظرهای گوناگونی درباره ریشه شناسی واژه «تاجیک» وجود دارد، اما، بایک نگاه برای پژوهشگرانی که همزمان با چندین شاخه از علوم انسانی آشنایی دارند و «زبانشناسی» را درکنار «تاریخ» و «باستان شناسی» و «جامعه شناسی لباس» قرار می دهند، آشکار است که تنها یک ریشه برای این واژه به حقیقت نزدیک تر است و آن، ریشه در واژه «تاج» در زبان پارسی (دری) دارد. لازم به ذکر است که حوزه های باستان شناسی در خراسان بزرگ همگی نشان از آن دارد که «شاهنشاهی های ایرانی» یا «تاج داران ایرانی» همواره در طول تاریخ از عصر برنز تا پس از اشغال عرب و حمله مسلمانان در خراسان بزرگ وجود داشته اند و محبوبیت تاج داران و پادشاهان ایرانی در میان مردم به حدی بوده است که مردان و زنان خراسانی از روزگار باستان تا کنون کلاه هایی بر سر می گذارند که شبیه «تاج کوچک» بوده است. در زبان پارسی (دری) با افزودن «ک» تصغیر و تحبیب به واژه «تاج» واژه «تاجک» یا «تاج کوچک » ساخته میشود که واژه «تاجیک» تلفظ دیگری از آن است. به بیان دیگر «تاجیک» ها در واقع شهروندان «تاجک» برسر در حکومت تاج داران ایرانی (شاهنشاهی ایران) در خراسان بزرگ اند که این ویژگی در لباس مردان و زنان خراسانی تا کنون آشکارست (عکس های ۱،۲،۳،۴) و جالب اینکه نشان «تاج» تا کنون روی پرچم «تاجیکستان» با وجود آنکه این کشور امروزه جمهوری است وجود دارد. (عکس ۶)

 

نکته شگفت آور در این است که تقریبا تمام کلاه های خراسانی و ایرانی نمونه ای از تاج های کوچک با طرح های گوناگون هستند. افزون بر کلاه مردانه و زنانه تاجیکی ، کلاه تاجیکی «پکول» در شمال خراسان (أفغانستان) نیز شباهت زیادی به گونه ای از تاج دارد و این کلاه همان است که امروزه نوع دگرگون یافته آن در مراسم فارغ التحصیلی همه دانشگاه های جهان به افتخار دانشمندان خراسانی و آثار برجسته شان در طول تاریخ بر سر دانشجویان و دانشمندان گذاشته میشود. (عکس ۳)

نکته قابل توجه دیگر آنست که حتی «دستار خراسانی» نیز با دیگر دستارها و عمامه ها فرق دارد و بخشی از پارچه آن دستار در بخش جلوی پیشانی به نشانه «تاج» بالا می آید که بویژه در تندیس های فردوسی شاعر پارسی گوی خراسانی بخوبی آشکار است و تا کنون دستار مردم محلی در خراسان ایران و لباس فولکلور آنها نیز چنین است. (عکس ۵)

عکس ۱- کلاه تاج مانند و با طرح تاج تاجیکی.

عکس ۲- کلاه های زنانه تاجیکی آشکارا مانند تاج اند.

واژه لاتین «تیارا»[xvi] که میان تیره های ایرانی سکایی در شمال دریای کاسپیان به کار برده میشده و تا کنون  نیز در زبانهای اروپایی به کار می رود و به مفهوم تاج زنانه است، با واژه «تاج» ایرانی همریشه است. همچنین محبوبیت و کاربرد نام «تاج» در خراسان را در نام ایرانی شهر «تاشکند» در آسیای میانه و نزدیک به تاجیکستان امروزی، هم می توان دید. نام «تاشکند» از دو بخش «تاش=تاج» و «کند =کندن» ساخته شده است که آشکارا به معنی آنست که آن شهر ساخته و یا کنده شده به دست تاج دار و پادشاهی بوده است.

عکس ۳- کلاه «پکول» در میان تاجیک های افغانستان که  آشکارا نیم تاج است.  

     عکس ۴- کلاه تاج مانند زنانه لباس عروسی تاجیکی

عکس ۵- حتی دستار خراسانی در سراسر خراسان به شیوه تاج بسته میشود مانند دستار فردوسی

 

 

 
 

عکس ۶- نشان «تاج» روی پرچم رسمی تاجیکستان


یکی از بزرگ ترین نویسندگان و شاعران تاجیکستان و نخستین رئیس آکادمی علوم تاجیکستان «صدرالدین عینی» نیز معنای واژه «تاجیک» را در یکی از آثارش «تاجدار» آورده است که «ریچارد فولتس» ایرانشناس و خاورشناس معروف نیز بدان .اشاره می کند.[xvii]

عکس ۶- نشان «تاج» روی پرچم رسمی تاجیکستان

 

با توجه به مطالب بالا می توان با احتمال بالایی گفت که «تاجیک» در لغت به معنی «تاج کوچک» و «تاج دارا» چنین تاج ایرانی است، هرچند که معنی اصطلاحی آن به معنی غیر ترک و غیر عرب است.

 

هاپلوگروپ ژنتیکی تاجیکان و ایرانیان باستان

تاریخ و مردمشناسی بخشهایی از علوم انسانی هستند و علوم انسانی، علوم دقیقه مانند ریاضیات نیستند و گاهی نظرهای گوناگونی درباره یک مساله واحد در این علوم بروز می کنند که برخی آنها از حقیقت دور هستند. برای نمونه برای شناسایی تبار گروهی از مردمان تنها به زبان و آثارباستانی آنها نمی توان اکتفا کرد چون مهاجرت ها در طول تاریخ به یک سرزمین می تواند آهسته و تدریخی بدون آنکه زبان آن مردم را دچار تغییر کند هویت ژنتیکی آنها را کاملا متفاوت از نسل های گذشته آنها کند. از اینرو در آغاز سده بیست و یکم، با پیشرفت دانش ژنتیک، هاپلوگروپ ژنتیکی جوامع انسانی و انواع سه گانه آن ( هاپلوگروپ ژنتیکی پدری yDNA  و هاپلوگروپ ژنتیکی مادری mtDNA  و همچنین هاپلوگروپ ژنتیکی برآیند نسلهای گذشته Autosomal DND ) در شناخت دقیق هویت و ریشه تاریخی مردمان و گروه های اتنیکی گوناگون به کار می روند. لازم به ذکر است از آنجا که دانش ژنتیک جزء علوم دقیقه است، پاسخی که می دهد دقیق و قطعی است و در آن مانند علوم انسانی اختلاف نظری وجود ندارد تا هرکس مطابق میل و سلیقه خود ویا اغراض سیاسی اش هویت مردمان را تحریف کند و در نتایج علمی ایجاد آشوب و هرج و مرج کند. از میان سه شاخص ژنتیکی؛ پدری، مادری و برآیند نسل های گذشته معمولا در پژوهش های تبارشناسی از هاپلوگروپ ژنتیکی پدری استفاده میشود. هاپلوگروپ ژنتیکی پدری دو ویژگی دارد که در پژوهش ها بسیار مهم است؛ یکی آنکه این هاپلوگروپ پشت اندر پشت ثابت است و مانند انواع دیگر شاخص های ژنتیکی در نسل های گوناگون تغییر نمی کند، دوم آنکه اکثر جنگاوران و سربازان و مهاجران یا مهاجمان به کشورها در دوران باستان و در طول تاریخ مردان بوده اند که ردیابی آنها با این شاخص ژنتیکی بسیار آسان است.

نتایج پژوهش های ژنتیکی منتشر شده روی هاپلوگروپ ژنتیکی مردمان خراسان و خراسان شمالی یعنی دوکشور تاجیکستان و افغانستان امروزی نشان می دهد که بیش از شصت تا هفتاد درصد هاپلوگروپ ژنتیکی پدری یا yDNA این مردمان R1a و شاخه ایرانیان باستان این هاپلوگروپ یا  R1a-Z93 می باشد. هاپلوگروپ ژنتیکی R1a، همان هاپلوگروپ  پدری آریاییان و ایرانیان و هندیان باستان و مردمان اسکیت و اسلاو در شرق اروپا نیز هست. این نشان می دهد که حدود هفتاد درصد مردمان «تاجیک» پدر در پدر ایرانی و آریایی هستند و این نتایج علمی و قطعی است و دقت آن از آزمایش خون برای شناخت فرزندان یک پدر نیز بالاترست.[xviii]