+1 (415) 685 8888
info@mehriran.tv

خوش آمدید ورود / ثبت نام

راز الفباها و آوانگاریهای جهانی (تاریخ و منطق راستین اختراع الفبا)

 
28 بهمن 7759 میترائی (16 فوریه 2021)
(این مقاله در سال 2009 میلادی در مجله امرداد زرتشتیان ایران چاپ شده است)
نویسنده: دکتر رضا هازلی (کی اشکان اردلان افشار نادری)

 

بخش یکم

 

اهمیت خط یا الفبا

پیدایش الفبا یا دبیره و ارقام یا شماره ها در گذر زمان رنگ استوره به خود گرفته است و مردمان و تیره ها و گروه ها و دانشمندان گوناگون هر کدام بسته به دانش و آگاهی خود در این باره نگرشی داشته اند. گروهی از راه بی دانشی و سخت اندیشی ریشه دبیره و شماره ها را به اسمانها برده اند وگروهی دیگر از نا­­ آگاهی ریشه انرا به مصر یا سرزمین بابل کشانده اند. اما از آنجا که همه انان بر یک بنیاد همسواند وآن ندانستن منطق و ریشه های ساختن الفبا و ارقام است راه به بیراهه برده اند. شگفتا که در بهترین دانشگاههای جهان نیزدانسته و یا ندانسته دلبستگی به گشودن این راز سر به مهر ندارند و با بازگویی افسانه ها به اسانی از کنار ان می گذرند. نگرش علمی درباره ریشه های ساختن دبیره و شماره ها گسترش نیافته است و به سختی زیر فشار بارسخت اندیشی های دسته ای و گروهی قرار دارد. اما این چه پدیده ای است که اینگونه بر سر ان جنگ و نبرد است؟

دبیره و شماره ها بی شک از بزرگترین نواوریهای مردمی و بنیادی ترین نواوری بشربرای پیشبرد دانش و رسیدن اندیشه ها از مردمی به مردم دیگردر درازای زمان و تاریخ است. این پدیده ها اندیشه های مردمان را نگهداشتند و انرا برای پیشبرد همان اندیشه ها به دست مردمان اینده دادند. دبیره و در کنار ان شماره ها از بزرگترین دستاوردهای بشری است. در زندگی روزمره از بام تا شام همواره در جاهای گوناگون سروکارمان با الفبا و ارقام است. بامدادان تا چشمان خود را باز می کنیم به ساعت خویش می نگریم و این کار را چندین بار در روز تکرار می کنیم. حتا اگر کار دانشی (علمی) نداشته باشیم، نه استاد باشیم و نه دانشجو ونه دانش اموز، برای کارهای روزمره، برای خواندن خبرها برای کارهای اداری و غیره نیاز به الفبا و ارقام داریم . اگر در روزگاران گذشته الفبا و ارقام را روی کاغذ و چرم و سنگ می نوشتیم امروزه انها را روی تلفن دستی هوشمند یا رایانه خود تایپ می کنیم. این پندار و تصور که انتقال فکر و اندیشه مان را بدون کاربرد الفبا و ارقام انجام دهیم کاملا باطل است. امروزه در شگردشناسی پیوندها(تکنولوژی ارتباطات) از سه نواوری بزرگ مردمان جهان یاد می شود که نخستین ان دبیره و شماره ها(الفبا و ارقام) دومین ان هنر چاپ وسومین همان رایانه و شگردشناسی (تکنولوژی) ان است.از کنار هم بودن این سه به جایگاه ویژه دبیره و شماره ها پی می بریم ولی باید گفت که حتا در سنجش با نواویهای مهم ارتباطی دیگر مانند چاپ و رایانه و تکنولوژیها و شگردشناسی های وابسته به ان، دبیره و شماره ها (الفبا و ارقام) جایگاه ویژه ای دارد چرا که بنیادی تر است و تکنولوژیهای ارتباطی دیگر همه به الفبا و ارقام وابستگی حیاتی دارند در صورتی که عکس ان لزوما درست نیست و وابستگی دبیره و شماره ها به تکنولوژیهای چاپ و رایانه انقدر حیاتی نیست. تاریخ بشر از انجایی اغاز می شود که هنر نوشتن پدید امد و الفبا ساخته شد و پیش از ان اگرچه ادمیان هزاران سال می زیستند ولی به شوند (دلیل) ثبت نکردن تاریخ ، ان گذشته های انسانی در حاله ای از اسطوره و ابهام فرو رفته اند. به شوند (دلیل) اهمیت الفبا و ارقام همواره در تاریخ سر مخترع و منطق اختراع ان بحثهای فراوانی شده است و از انجایی که منطق اختراع الفبا یک راز بوده است و هیچ کس انرا به درستی در نیافته است همواره فرض های غلط و نادرستی مطرح شده و برپایه این فرضیه های نادرست تئوریهای سراسر نادرست ,افسانه وار یکی پس از دیگری سربراورده اند. در سده بیستم میلادی برای نخستین بار ریاضیدان و تاریخ پژوه ایرانی، ذبیح بهروز با بررسی ژرف تاریخ خط های گوناگون جهان بویژه کاملترین خط باستانی جهان که همانا خط دین دبیره اوستایی است به منطق اختراع خط ها و الفباهای جهان پی برد و سپس با بررسی بیشتر در کتابهای تاریخی شواهد و قراین فراوانی برای نظریه خود یافت و انها را منتشر ساخت. در این کتاب نگارنده تلاش بر تعمیم و گسترش نظریه بهروز دارد و با ویرایشها و اصلاحاتی در پژوهشهای ذبیح بهروز دو نظریه نوین یکی درباره چگونگی گسترش الفبا و ارقام معروف به نظریه «گسترش از شمال» و دیگری نظریه «دینامیک الفبا» درباره دید تکاملی و فرگشتی به الفبا را مطرح می کند. اما پیش از هرچیز باید نظریه های کنونی و غالب درباره اختراع و گسترش و تکامل الفبا را بررسی کرد و نگاهی به ساختارها و سیستمهای نوشتن در زبانشناسی معاصر انداخت تا بهتر با سیستمها و ساختارهای الفبایی جهان اشنا شویم. اما ساختارها و سیستم های نوشتن در زبان شناسی معاصر کدامند و چه کوتاهی ها و ناراستی هایی در ان است؟

 

ساختارها و سیستمهای نوشتن

دانش زبانشناسی امروزه ساختارهای نوشتن را به سه گروه بخش می کند: [i]

  1. ساختار اوانگاری(Phonetic system)
  2. ساختار چمی یا معنایی(Semantic system)
  3. ساختار زبان نگاری (Glottographic system)

 

 

 

 

ساختارهای نوشتن در زبانشناسی[ii]

در ساختار اوانگاری که امروزه در جهان منطقی ترین ساختار نوشتن است برای هر اوایی ، واتی(حرفی) در نظر گرفته می شود اما رابطه میان اوا و وات(حرف) سد در سد قراردادی است. برای نمونه اینکه چرا باید برای اوای "ت" وات "t" را به کار برد و نه "m" اینگونه توضیح داده می شود که این یک قرار داد است. البته قرار دادی که از دل تاریخ بیرون می اید و از دل روم و یونان و فنیقیه باستان اما هیچ گونه منطقی برای این قرار داد ارائه داده نمی شود. چه اینکه خود این مردم باستانی نیز از منطق این نواوری بزرگ بی خبر بودند و در اثارشان هیچ کجا اشاره ای به این نداشته اند. به هر روی IPA (International Phonetic Alphabet) یا الفبای اوانگاری جهانی و دیگراستاندارهای همانند ان یک ساختار نوشتن است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمونه ای از دبیره آوانگاری جهانی [iii]

در ساختار چمی یا معنایی بنیاد بر زبان و اوانگاری نیست بلکه اصل بر چمها و معنی ها و مفهوم هاست. کهن ترین نمونه ان همان نگارش هیروگلیف است که در سومر(کینس گیل) و مصر باستان به چشم می خورد و نمونه نوین ان کارهای چارلز بلیس(Charles Bliss) در سده گذشته است. این ساختار نوشتن مستقل از زبانهای گوناگون با نگاره ها و نشانه های ویژه ای چمها و مفهوم ها را می رساند. برای نمونه برای رساندن چم "خودرو" و یا "خانه" در نگارش چارلز بلیس نگاره هایی همانند شکل این دو مفهوم کشیده می شود تا از راه شکل و نگاره این دو مفهوم به خواننده رسانده شود. چارلز بلیس تلاش بسیار کرد تا ساختاری جهانی برای نوشتن بیابد که همه مردمان جهان مستقل از زبانشان تنها از راه مفهوم ها قادر به خواندن و درک ان باشند. اما این روش به دلیل اشکا لهای ساختاری و محدودیتهای معنایی و نادیده گرفتن ارزش "اوا" در نگارش مانند نمونه باستانی ان هیروگلیف مورد توجه چندانی واقع نشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

نمونه ای از خط هیروگلیف مصری که هر چند ساختار آن معنایی است اما در گونه های نوین آن برخی از ساختارهای آوانگاری نیز یافت شده است. [iv]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمونه ای از خطBliss که در ساختار چمی یا معنایی جای می گیرد. [v]

اما در زبانشناسی کلاسیک سومین شاخه ساختارهای نوشتن روش زبان نگاری (Glottographic) است. این شاخه خود به زیرشاخه های فراوانی بخش می شود و کما بیش همه روشهای نگارش مردمان گوناگون به جز دو ساختار نخستین را در بر می گیرد.در بخش بندی کلاسیک این ساختار را به دو زیر شاخه اوانگاری(Phonographic) و تکواژنگاری (Morphographic) دسته بندی می کنند.دراوانگاری واحدهای اوایی زبان مانند واج ها و هجا ها نگاشته می شوند از این رو این گروه خود به دو زیر گروه هجا نگاری (Moraic) و واج نگاری (Phonemic) بخش می شود. نمونه زبانهایی که در انها هجا نگاشته می شود زبان ژاپنی است . اما پیشرفته ترین گونه نگارش همان واج نگاری است که پیدایش ان پیشرفت بزرگی در تاریخ دانش و فرهنگ بشری پدید اورد.از کهن ترین نمونه های این گونه نگارش می توان دین دبیره اوستایی و دبیره یونانی و فینیقی را نام برد و نمونه های نوین ان همان الفبای پارسی و اردو و لاتین است.در این روش برای هر واجی نویسه ای (حرف) به کار می رود.اما در تکواژ نگاری هر نویسه یا واتی به تکواژی بر می گردد. زبانهای چینی و سومری(کینس گیلی) با این روش نوشته می شوند. [vi]

 

 

 

 

روش (ساختار) زبان نگاری و شاخه های آن [vii]

 

پیدایی و خاستگاه خط

همانگونه که پیشتر گفته شد روش اوانگاری بهترین ساده ترین و منطقی ترین شیوه نوشتن است. دراینکه این روش چگونه و در چه زمانی و به دست چه مردمانی پدید امده است به شدت اختلاف نظر است. هر گروهی بسته به گرایشهای دینی و تیره ای خود تلاش در تراشیدن ریشه نوشتن برای خود داشته است. اما همه انان و دانش زبانشناسی معاصر از دریافت راز نوشتن نا توانند.به جز در ادب ایران باستان در هیچ کجای ادب باستانی مردمان گوناگون درباره نخستین سازنده و منطق ساختن دبیره و شماره ها سخنی نیامده است. شگفتا در زمانی که مردمانی روی ماه راه رفته اند و هسته اتم را شکافته اند این راز سر به مهر فرومانده است. ایا براستی بازگشودن این راز چنین دشوار است یا در پس ان انگیزه های تیره ای و دینی نهفته است؟

زبانشناسی و باستان شناسی معاصر کهن ترین نمونه های نوشتن را به سومر نسبت می دهد و کهن ترین نمونه های اوانگاری را به فینیقیه. گذشته از ان که هر کشف باستانشناسی اساس و بنیاد این تئوریها را به هم می ریزد منطق این دانش معاصر نیز برای بیان اصلها و ریشه های نوشتن بسیار سست است. برای نمونه در کشفهای باستانشناسی در جیرفت کرمان در جنوب ایران نمونه های نگارش کهن تر از میانرودان به دست امده است. این شهریگری (تمدن) و لایه های گوناگون ان از پنج تا ده هزار سال قدمت دارند.این کشف بزرگ که به وسیله پروفسور یوسف مجید زاده انجام شده به راستی تاریخ اغاز شهریگری انسان را دچار دگرگونی بزرگی کرده است. ویا نمونه های مشابه در دره سند که ان نیز جزو دامنه شهریگری ایران باستان و فلات ایران است تئوریهای تمدنی میانرودانی را با چالشی بزرگ روبرو ساخته است. نمونه دیگر شهریگری (تمدن) مرو است نام علمی ان حوزه تمدنی باکتریا- مارگیانا [viii] در ایرانوبچ یا سرزمین اغازین ایرانیان است که در اسیای میانه قرار دارد. این حوزه باستانشناسی پهناور که به دست باستانشناس روس یونانی تبار ویکتور ایوانویچ سریانیدی[ix] کشف شد حوزه تمدنی عصر برنز است و لایه های گوناگون ان از سه هزار و پانصد تا پنج هزار سال قدمت دارند و در این حوزه نیز نمونه هایی از خط به دست امده است همچنین بخشهای عصر سنگ در حوزه مجاور باستانشناسی مجاوران که به حوزه تمدنی انو نامبردار است از هفت تا نه هزار سال قدمت دارند. شایان یاداوری است که تمدن سند و لایه های باستانی ان نیز از پنج تا هفت هزار سال قدمت دارند شگفتا که در این تمدن نیز نمونه های کهن نگارش به دست امده است. امروزه دیگرتمدنهای جیرفت و دره سند و ایرانویچ یا همان حوزه باستانشناسی باکتریا –مارگیانا نیزاگر نه بالاتر در کنار حوزه تمدنی میانرودان ایستاده اند. تمامی این حوزه های تمدنی بر پایه نوشته های اوستا در ایرانویچ قرار داشته اند و یا تیره های اریایی (هندوایرانی ) انها را در مسیر مهاجرت خود به سوی نیمروز( جنوب) پدید اورده اند.همچنین در بخشهای غربی تر فلات ایران نیز تمدنهای بسیار کهن عصر سنگ وجود دارند که گاه قدمت انها به چهارده هزار سال پیش باز می گردد، از این دست می توان به تمدن گنج دره کرمانشاه در کردستان ایران و حوزه باستانشناسی گوبکلی تپه[x] در کردستان اناتولی (ترکیه امروزی ) نام برد. حوزه باستانشناسی گوبکلی تپه که قدمت ان به هزاره دهم پیش از میلاد یا دوازده هزار سال پیش می رسد کهنترین سکونتگاه بشری و اثار ایینی برجای مانده از دوران نوسنگی است.همچنین تمدن گنج دره کرمانشاه با ده هزار سال قدمت و تمدن درخشان انو در خراسان بزرگ یا ایرانویچ اوستا با همان سابقه ده هزار ساله نمونه هایی از شهریگری و فرهنگ کشور باستانی ایران است. هر چند در تمدنها ی عصر سنگ نمونه ای از نوشتن و خط یافت نشده است اما تقریبا در همه تمدنهای عصر برنز گونه ای از خط و نوشتار و یا علامت های ویژه به دست امده است . نمونه های خط و علامت های ویژه در حوزه باستانشناسی باکتریا- مارگیانا در هزاره سوم پیش از میلاد در نخستین کشور اریاییان یا ایرانویچ بر پایه متن کتاب اوستا به دست امده است. در تمدنهای همزمان ان در بخشهای جنوبی تر در تمدن سند[xi] و تمدن هاراپان[xii] و تمدن جیرفت نیز نمونه های خط و نوشتار به دست امده اند. در اینجا از شرح مفصل این تمدنها و نمونه های دیگر مانند شهریگریهای یافت شده در سیلک کاشان و شهر سوخته سیستان و نمونه های همانند در گیلان و اتورپاتگان و بلخ و سغد و تمدن درخشان زیویه در نزدیکی ساکاز(سقز) در کردستان خودداری می کنم که از گنجایش این نوشته بیرون است و تنها اشاره ای به تمدن "انو" در ایرانویچ باستانی می کنم که برای بسیاری گمنام است.در سال 1904 میلادی در پیرامون شهر باستانی مرو خاک برداریهایی به دست پمپلی انجام گرفت واثار تمدنی بسیار کهنی پدیدار شد. پمپلی با کمک دانش زمین شناسی و در نظر گرفتن چگونگی اب و هوای ان سرزمین قدمت تمدن را هشت هزار سال پیش از زایش مسیح دانست. این سرزمین از انجا که بر پایه نوشته های اوستا درون و یا نزدیک سرزمین باستانی اریایی ها یا ایرانویچ بوده است بسیار شایان نگرش است. چکیده یافته های پمپلی گویای انست که مردمانی (نیاکان ایرانیان) در هشت هزار سال پیش از زایش مسیح یا به زبان دیگر در پیرامون ده هزار سال پیش در نزدیکی مرو در ایرانویچ اثاری از خود به یادگار گذاشته اند. از ساختمان سازی و کشاورزی و ابیاری و کوزه گری اگاهی داشتند. به پرورش جانورانی مانند گاو و گوسفند و شتر و بز می پرداختند. مس و سرب و برنج را در کارهای صنعتی به کار برده اند و میتوانستند سنگهای سخت را مانند فیروزه برای دانه های گردنبند و دستبند سوراخ کنند. تندیس ها و سردیس های کوچک و کارد و خنجر و اوندها و ظرف های مسی و سنگی بسیاری یافت شده است.[xiii] نکته شایان نگرش دیگری که به ان کمتر پرداخته شده ریشه های تمدن سومر باستان است. این نکته از ان روی درخور نگرش است که مدتها کهن ترین نمونه های خط میخی و تکواژنگاری بشر از ان سومر دانسته می شد.حتی پروفسور وادل استاد دانشگاه لندن ریشه های هیروگلیف مصری را نیز در خط سومری می جست.[xiv] هر چند که اثار دامنه های تمدنی فلات ایران مانند جیرفت کرمان و دره سند پاکستان به شدت اصالت اثار سومری را به چالش می کشد اما به هر روی سومر یا کینس گیل یکی از گهواره های شهریگری بشر است.شگفتا که در بسیاری از اثار و حتا اثار اکادمیک، دانسته و یا ندانسته، نام سومر و بابل را با هم می امیزند و واژه بابل را برای هردو انها به کار میبرند و هرجا که بر انها ایراد گرفته شود پوزش می خواهند و انرا "غلط مصطلح" می نامند. حال انکه بابلی ها تیره ای سامی بودند و چند هزار سال پس از سومری ها پدیدار شدند و کارشان بازگویی همان فرهنگ و خط و هنر و ادب سومر باستان بوده است. سومری ها که خود را کینس گیلی می نامیدند و ریشه خود را از مردمان ان سوی کوهستانها (ایران) می دانستند و ازجایی در پیرامون گیلان به میانرودان کوچ کرده بودند، نقش بزرگی را در شهریگری که سپس تر به تمدن بابل و میانرودان شناخته شد بازی کردند. این نقش انچنان بزرگ بود که برای بابلیان جز تکرار چیزی باقی نگذاشت. سومریها به خط یا کتیبه "دوپو" می گفته اند و در هندی باستان نیز کلمه "لی پی" به همین معنی امده است. "د" در گویشهای خوراسانی(شرقی) اریایی بیشتر به "ل" می گراید. در پارسی باستان نیز "دی پی" به همین چم است.[xv] شایان نگرش است که "دب" و "ادب" و "دبیره" در زبان پارسی همه از این ریشه است. سومر شناس بزرگ و استاد دانشگاه لندن استین وادل فرهنگ واژگان سومر اریایی را در سال 1927 منتشر کرد که شاهکاری است از گرداوری واژگان اریایی و اثبات هندو اروپایی (اریایی) بودن زبان سومری.[xvi] همچنین وی در نسک(کتاب)ریشه های اریایی الفبا به خوبی از نظر زبانشناسی زبان و دبیره سومری را بررسی می کند.[xvii]

 

 

 

 

 

 

نمونه دبیره بر پایه نگارگری که در شهریگری جیرفت کرمان به دست آمده است. این نمونه برای بیش از 7000 سال پیش است.[xvii]

مردم دیگری که در گسترش و پراکندن الفبا نقش بازی کردند، فینیقی ها بودند. هر چند که فینیقی ها و خط انها نسبت به تمدنهای یاد شده در گذشته، نوین تر بوده است اما، خط فینیقی از ان روی شایان نگرش است که فصلی نو در تاریخ و تکامل خط رقم زد. خط فینیقی خطی است که از بهترین روش ثبت و ضبط زبان که همانا "اوانگاری" و "واج نگاری" است بهره می برد. در اینکه این خط را فینیقیان از چه مردمی گرفته اند و اینکه خود انان از چه ریشه ای بوده اند، نگرشها گوناگون است.کم و بیش براین باورند که فینیقیان امیزشی از مردم سامی و مردمان کناره های دریای مدیترانه و یونانیان بوده اند هر چند که برخی دانشمندان انها را نخست مردمی هند و اروپایی مانند هیتی ها می پندارند که در دوره های متاخر همانند سومریان انان نیز با تیره های سامی امیزش یافته اند. نکته شایان نگرش، کتیبه ها و سکه هایی به خطی نزدیک به فینیقی است که در سرزمین اسکاتلند و جزیره بریتانیا یافت شده اند.[xix]

اما جدا از اینکه از نظر مردم شناسی بخواهیم فینیقیان را بررسی کنیم که از گنجایش این نوشته بیرون است، نظری بر نوشتار انها می اندازیم. زبانشناسی مدرن که منطق الفبای اوا نگاری را نمی داند ریشه های خط فینیقی را به مصر باستان می رساند. هر چند که اختلاف نظر در این باره فراوان است اما کم و بیش زبانشناسان گمان می برند که خط فینیقی که ساختار اوانگاری و واج نگاری دارد از نگارش هیروگلیف مصری که ساختاری معنایی دارد سرچشمه می گیرد. بدین گونه در واقع زبانشناسی معاصر ریشه سیستمهای فونتیک و گلو توگرافیک اوایی را در سیستم سمانتیک مصری میبیند و برای خطهای انگشت شماری مانند چینی استقلال قائل است. استدلال ها در این باره بسیار سست است. برای نمونه هنری راجرز در کتاب خود با نام سیستم های نوشتن تنها به این دلیل که فینیقیه میان دو سرزمین اکاد و مصر جای دارد، خط فینیقی را دگرگون شده خط اکادی ویا خط مصری می داند. البته نویسنده خودش سپس ترساختار زبان و خط اکادی را که سیلابی و هجایی است رد می کند و احتمال را برریشه مصری خط فینیقی می گذارد تنها به این دلیل که هیچکدام از این دو زبان و خط حرفهای صدا دار ندارند، غافل از انکه هرچند در خطهای متاخر مصری عنصر های اوانگاشتی به چشم می خورد اما اساس ان خط معنایی است.[xx] به دیگر سخن خط هیروگلیف مصری خطی بر پایه نقاشی و نگارش است و هرچند نگاره های مورفولوژیک در خط متاخر مصری دیده می شود اما به هیچ روی "خطی حرفی" بر پایه شناخت واج ها نمی باشد. از انجایی که منطق این نگارش با خط فینیقی متفاوت است پس به هیچ روی نمی تواند زمینه ای برای ساختن خط فینیقی که خطی حرفی و بر پایه ثبت واج های گوناگون زبانی است باشد. واقعیت این است که نه زبانهای شرق ایران باستان مانند زبان چینی به دلیل داشتن واکه های (مصوت های)بسیار و نه زبانهای غرب ایران باستان مانند زبانهای سامی به دلیل داشتن همخوانها (صامتهای) بسیار و نداشتن واکه ها نمی توانستند به راز نوشتن که سپس تر در این نوشته به ان پرداخته می شود، پی ببرند. اما اشنایی نسبی خط هیروگلیف متاخر با برخی تکواژنگاریها نیز با فرمانروایی تیره ایرانی کاشی در بابل و سپس تر کوچ شاخه ای از انها با نام هوکسس ها به مصر اغاز می شود. هوکسس ها اندکی پس از جنبش زرتشت و باورمند به ان همانگونه که از نام انها نیز پیداست برای گسترش شهریایی نیکویی زرتشت و ارمان شهر نیکویی او رهسپار بابل و سپس مصر باستان شدند. پیرامون سده هجدهم پیش از میلاد تیره ای ایرانی به نام کاشی با سپاه اراسته و سلاح های تازه که تا ان زمان سابقه نداشت از ایران به بابل امدند. امدن چنین مردم و ارتش با شکوه و اراسته ای که بتوانند از شش تا نه سده در بابل پادشاهی کنند و اثار شکوهمندی از خود به یاد گار بگذارند، از رویداد های مهم جهان شمرده شده است و حتا برخی می خواهند این حادثه را زمینه اغاز کوچ اریاییان قرار دهند. رویداد هایی که درعصر کاشیان در خاور(خوروران، مغرب) اسیا روی داده است، شایان نگرش فراوان است. از جمله مهمترین رویدادهای این عصر، کوچ هوکسس ها به مصر و بردن اسبهای ایرانی به انجاست. هوکسس ها نزدیک به پنج سده در مصر فرمانروایی کردند. اثار پادشاهان هوکسس از جزیره کرت تا پیرامون بغداد (بگ + دات، داده خداوند) دیده شده است. هوکسس که یونانی شده هوخشس زبان اریایی باستان است به چم نیکوشهریار است . این تیره های ایرانی که همزمان با جنبش زرتشت برای گستراندن شهریاریی نیکویی او به سرزمینهای همسایه بابل و مصر کوچ کرده اند، دینشان را که امیزه ای از دین مهر و جهان بینی زرتشتی بود در سرزمین مصر گستراندند. سرودهایی که در ان زمان در ستایش خورشید درخشان یا اتن خوانده می شد، در اثار مصر به دست امده است. مزمور 104 وبسیاری از سرودهایی که مسیحیان می خوانند، برداشتی کامل از سرودهایی است که در دوره ستایش خورشید درخشان در مصر خوانده می شده است. شایان نگرش است که این نشان () که سپس تر در اروپا نشان شوالیه ها نامیده شد، چیزی جز صلیب یا چلیپای کاشی نیست واز چند هزار سال پیش از میلاد در ایران و به ویژه در کاشان دیده شده است.[xxi] واقعیت این است این تیره ایرانی راز ثبت واج ها و حرفها را نیز با خود همانند دین و ایین و نشانهایشان به مصر بردند و هرچند که همه اینها ، چه دین ایرانی و چه خط دین دبیره ایرانی در ان سرزمین جا نیفتاد اما اثار خود را باقی گذاشت که از ان جمله تقلید ناقص خط هیروگلیف از اوانگاری ایرانی است. چیزی که به راستی شگفت اور است همخوانی کرونولوژیک این رویداد ها با یکدیگر است. زایش و جنبش زرتشت در سده هجدهم پیش از میلاد [xxii]و سپس همزمانی ان با این کوچ و انگاه پیدایی خط فینیقی در پیرامون سده های ده تا پانزده پیش از میلاد و تغییرات در خط هیروگلیف مصری به راستی شگفت اور است. اما واقعیت چیست، مبتکر الفبای حرفی بر پایه اصول اوانگاری کیست؟ و برباپه چه منطقی این الفبا ساخته شده است و هدف و ارمان ساختن ان چه بوده است؟ بد نیست که برای یافتن پاسخ پرسش خود که در مدارک و اثار هیچ ملتی نیست، نگاهی به اسناد و مدارک و ردپاهای ان در ایران بیندازیم که این راز سر به مهر را بازگشاییم.

 

مدارک تاریخی و علمی و فنی خط در ایران

(راز نوشتن)

نزدیک به چهارسد سال است در اروپا درباره اصل الفبا، مخترع الفبا، ترتیب الفبا، تکمیل الفبا، تعلیم الفبا و اختراع یک الفبای جهانی بحث و جدال و پژوهش کرده اند و به نتیجه ی دلخواه و منطقی نرسیده اند. اما راز نوشتن بسیار ساده است. اگر مقطع های دهان خود را به هر نحوی که خواسته باشیم روی کاغذی رسم کنیم و انرا نود درجه یا سد و هشتاد درجه به راست و یا چپ بچرخانیم سر ساختن الفباهای جهان و راه تعلیم و تکمیل انها اشکار می گردد.

چنانکه از کتابهای تاریخ فارسی و عربی و یونانی برداشت می شود، موضوع اصل الفبا و مخترع ان چندین بار در تاریخ جهان زمینه بحث و جدال سیاسی و مذهبی بوده است. تا یک سد و پنجاه سال گذشته به گونه ای موضوع اختراع الفبا را با روایات مذهبی در امیخته بودندکه کسی از ترس تکفیر جرات سخن گفتن را نداشت. بسیاری را این باور عامیانه بود که الفبا از اسمان بر مردم بابل فرود امده است. یهودیان و مسیحیان متعصب این افسانه را پذیرفته بودند. از سد سال اخیر نیز بدین سواین موضوع ساده را به گونه ای با تاریخ و زبانهای مردمان گذشته و باستان شناسی مربوط کرده اند که از منطق ساده اختراع ان به شدت دور شده اند.

درچاپ هفتم دانشنامه انگلیسی بریتانیکا که در سال 1842 میلادی منتشر شده است، چنین امده است: "ظاهرا زمان اختراع خط را تاریکی غیر قابل نفوذی فرا گرفته است. اگر اختراعی با این همه اهمیت برای بشربعد از توفان نوح صورت گرفته بود تصور می کنیم که اسم مخترع اندر تواریخ کشوری که چنین مخترعی در ان زندگانی کرده است نوشته شده بود."

این اظهار نظر دانشنامه بریتانیکا سد در سد درست است چه اینکه اسحاق تیلر چهل سال بعد در جلد دوم کتاب الفبا نوشته است:"مسعودی در سده دهم میلادی از زند و اوستا شرحی نوشته که از منبع موثقی است. او می نویسد ان کتاب روی دوازده هزار پوست گاونوشته شده بود با خطی که انرا زرتشت اختراع کرده است."[xxiii]

نام مشهور ترین دانشمندان و تاریخ نویسانی که از دوازده سده پیش به این سو درباره خط و مخترع ان نوشته هایی به یادگار گذاشته اند بدین گونه است:

عبداله بن مقفع، اذرخور پور زرتشت معروف به محمد متوکلی، محمد بن عبدوس جهشیاری، حمزه اصفهانی، ابن ندیم، ابوریحان بیرونی، محمد خوارزمی، قاضی صاعد اندلسی، ابن بلخی، عمر خیام ، مسعودی و چندی دیگر از دانشمندان ایرانی که بزرگترین انها و کاشف راز الفبا در جهان معاصر ریاضیدان و تاریخدان و زبان شناس ایرانی روانشاد ذبیح بهروز است.

مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف که در سال 345 هجری نوشته شده است چنین می نویسد: "زردشت کتاب اوستای معروف خود را اورد و عدد سوره های ان بیست و یک بود و هر سوره ای در دویست ورق و عدد حروف و اصواتش شست حرف و صوت و هر حرف و صوتی شکل جداگانه ای داشت. ... این خط را زردشت ساخته است و مجوس انرا دین دبیره می گویند...و زرتشت خط دیگری ساخت که مجوس انرا کسب دبیره یعنی خط کلی می گویند. با این خط لغات ملتهای دیگر و صداهای حیوانات و طیور و غیره را می نویسند. عدد حروف و اصوات این خط سدوشست حرف و صوت است و هر صوتی صورتی جداگانه دارد. ...فارسیان غیر از این دو خط که زرتشت انرا ساخته است پنج خط دیگر نیز دارند. "

حمزه اصفهانی در کتاب التنبیه علی حدوث التصحیف که در سده چهارم هجری نوشته شده است، می نویسد:" کتابت فارسی متنوع است و دارای هفت فن می باشدکه محمد موبد معروف به ابوجعفر متوکلی (250 هجری) ذکر کرده است. به گفته او فارسیان در هنگام پادشاهی خود با هفت کتابت اراده گوناگون خود را تعبیر می کردند و نامهای انها این است: ام دفیره، کشته دفیره، نیم کشته دفیره، فرورده دفیره، رازدفیره، دین دفیره و وسف دفیره. معنی ام دفیره کتابت عامه است.معنی کشته دفیره کتابت تغییریافته است.معنی نیم کشته دفیره کتابت نیم تغییر یافته است.معنی فرورده دفیره کتابت رسائل است. معنی راز دفیره کتابت راز است. معنی دین دفیره کتابت دین است و با این کتابت می نوشتند قرائت و کتب دینی خود را.[xxiv] معنی وسف دفیره جامع الکتابات است و ان کتابتی بوده شامل لغات امم از روم وقبط وبربروهندوچین و ترک ونبط و عرب. کتابت عامه از میان انها با بیست و هشت قلم رسم می شدوبرای هر قلمی از انها نام جداگانه ای بود چنانکه گفته می شود در خط عربی، خط تجاوید و خط تحریر و خط تعلیق....صناعت کتابت نامهای مختلفی داشته ، ملازم فنون طبقات اعمال و بیشتر ان نامها فراموش شده و انچه از انها به یاد مانده اینست: داددفیره،شهرهماردفیره،کده هماردفیره،کنج همار دفیره، اهر همار دفیره. اما داذ دفیره کتابت احکام و قضاست.کده هماردبیره کتابت حسابهای دارالملک است.گنج هماردفیره کتابت خزائن است و اهرهماردفیره کتابت اصطبلات است.اتشان هماردفیره کتابت حسابهای اتشکده هاست.روانکان هماردفیره کتابت وقف هاست. "

ابن ندیم در کتاب الفهرست خود که در سال 377 هجری تالیف شده چنین می نویسد:"عبدالله بن مقفع (وفات 144 هجری) گفت فارسیان دارای هفت کتابت بودنداز انهاست کتابت دین و نامیده می شود دین دفیریه و با ان اوستا را می نویسند. کتابت دیگری ویش دفیریه گفته می شود و ان سیسدو شست و پنج حرف بود. با ان فراست و زجرو شرشر اب وطنین گوش و اشاره های چشم و ایما و غمزه ومانند اینها را می نوشتند... کتابت دیگر کستج گفته می شود و ان بیست و هشت حرف است. با ان نوشته می شود عهود و موامرات و قطائع. و همچنین فارسیان با این کتابت روی انگشتر و حاشیه لباس و روی فرشها و سکه های دینار و درهم نقش می کردند.این است نمونه ای از ان...کتابت دیگر نیم کستج گفته می شود و ان بیست و هشت حرف است. با ان طب و فلسفه نوشته می شد این است نمونه ای از ان...کتابت دیگر شاه دبیره گفته می شود. با این کتابت شاهان عجم میان خود می نگاشتند تا مبادا اگاه شود از اسرار شاهان کسی که شاه نیست..."[xxv]

همانگونه که دیده می شود، اگر به منابع ایرانی که ایرانیان به زبانهای فارسی و عربی نگاشته اند نگاهی بیندازیم پاسخ پرسشهای خود را دریافته و راز نوشتن بر ما اشکار می شود . مبتکر الفبا ی حرفی بر پایه اوا نگاری وخشور و فیلسوف بزرگ ایرانی، زرتشت بوده است. او به رسم ایران باستان هنگامی که جهان بینی و فلسفه اش را ارائه داد، دبیره ای نیز برای نگاهداشت ان روشنی هایی ( دین از ریشه اوستایی دئنا به مفهوم روشنایی است که در اینجا مراد خرد گرایی زرتشت است .)که به مردم هدیه داد اختراع کرد. این سنت را سپس تر مانی نیز به کارگرفت . او نیز به تقلید زرتشت خطی اورد.اما خط زرتشت که خطی علمی بود و همه واکه ها(مصوت ها) و همخوانها(صامت ها) ی انروز زبان اریایی را ثبت کرده است، سپس تر دین دبیره نامیده شد. خطهایی بر پایه سیستم سمانتیک و معنایی یا نگارش هیروگلیف و میخی که تا پیش از زرتشت وجود داشتند نمی توانستند که وسواس او را برای ثبت دقیق نوشته هایش ارضا کنند از این رو زرتشت دانشی را پایه گذاشت که در ان از مقاطع دهان و حروف هجا و مخرج و صفات هر حرف بحث می شود این دانش که در ثبت گاتهای زرتشت برای نخستین بار به کار رفته است پس از ترکتازی تازیان، تجوید نام گرفت.(تجوید از ریشه جاد است و جاد معرب گات پارسی است. کلمه تجوید به هیچ صیغه و صورتی در ادبیات عرب و قران تا زمان اشغال ایران به کار نرفته است.) زرتشت برای نخستین باراز روی مقاطع دهان ، حلق ، دندان ، زبان ، کام و خیشوم و لب و سپس چرخش و گشته و نیم گشته این مقاطع با زاویه های نود یا سدوهشتاد درجه به راست یا چپ نخستین دبیره علمی جهان را بنیاد گذاشت . بسیار اشکار است که شش گونه دیگر دبیره های ایرانی نیز بر پایه همین منطق مستقیم یا غیر مستقیم از دین دبیره سر چشمه گرفته اند . این دبیره ها با کشورگشایی کاشی ها و هوکسس ها به بابل و فینیقیه و مصر و سپس تر به یونان رفتند و اینگونه رشته خط های اوانگاری جهان پدید امد. لازم به ذکر است که در موزه متروپلیتن نیویورک ، کتیبه ای به خط یونانی است که از راست به چپ نوشته می شود. این کتیبه خود گویای انست که نمونه های کهن خط یونانی نیز به تقلید نمونه های کهن تر فینیقیه ای و ایرانی ان از راست به چپ نوشته می شده است.[xxvi] دین دبیره را از انجایی که تنها متون دینی را با ان می نوشتند و این متون بیشتر بر روی پوست و یا کاغذ نوشته می شده است تا کنون در حفاریهای باستانی نیافته اند اما نمونه های ساده شده ان مانند گشته دبیره که با ان سکه ها و برخی کتیبه ها را می نگاشتند، بسیار یافت شده است . تقریبا همزمان با فینیقیه و حتی شاید کهن تر از ان نمونه های خط خروشتی نیز در شرق ایران بزرگ وهندوستان در حوالی قندهار یافت شده است . این خط را نیز پادشاهان هندوایرانی به کار می برده اند.

همچنین نمونه دبیره ایرانی روی سکه های پادشاهان پارس (Kings of Persis) از خاندان فراتداران یا فراتاراکا (Frataraka) به دست امده که به راستی تحولی شگرف در تاریخ این خط است . سکه های این پادشاهان که از سده دوم پیش از میلاد تا اغاز سده سوم پس از میلاد در پارس پادشاهی می کرده اند [xxvii] ، نشان دهنده دو نکته در تاریخ ایرانند. یکم انکه بخشهای بزرگی ومهمی از سرزمین ایران چون پارس یا قلب سیاسی ایران زمان الکساندر مقدونی و جانشینانش مستفل بوده اند دوم انکه ، خط گشته دبیره را که در گذشته متعلق به اواخر دوره شاهنشاهی اشکانی و اغاز دوره پادشاهی ساسانی می دانستند، امروزه اشکار شده است که این خط نه تنها پیش از این دو دودمان که حتا در اغاز شاهنشاهی هخامنشی نیز در ایران و جود داشته است.دکتر صادق کیا درباره دودمان فراتداران و نمونه های گشته دبیره دوران هخامنشی پژوهشی ارزشمند انجام داده است.[xxviii] همچنین گروهی از پژوهشگران موزه بریتانیا در پژوهشی که در سال 2005 میلادی به طور رسمی به دست انتشارات موزه بریتانیا چاپ شده است، نمونه های فراوانی از گشته دبیره دوران هخامنشی را ارائه داده اند که نشان دهنده وجود این خط در این دوره و در زمانی است که یگانه خط ایران به ناروا "میخی" پنداشته شده است.[xxix] قدمت خط گشته دبیره در ایران خود نشانی از اثبات این دارد که این خط از زمانهای بسیار کهن و کهن تر فنیقیه باستان و از زمان زرتشت در ایران باستان و جود داشته است. هرچند که هنوز کاوش های باستانشناسی بسیار کمی در ایران انجام گرفته است، اما انچه که تا کنون به دست امده است بسیار شگفت اور است. در زیر نمونه هایی از یک پیاله از کاخ سد ستون در زمان هخامنشی و چند سکه پادشاهان پارس(فراتداران) و یک مهراز دوره هخامنشی یا ماد، که روی انها گشته دبیره به کار رفته است را مشاهده می کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

یک پیاله که از کاخ سد ستون تخت جمشید به دست امده متعلق به سال چهار سدو پنجاه و دو پیش از میلاد و یک مهر متعلق به دوران هخامنشی یا ماد که روی هر دوی انها نمونه های گشته دبیره با نامهای ایرانی مشاهده می شود.[xxx]