English پارسی Русский Kurdi کوردی Тоҷики بلوچی پشتو دری اردو हिन्दी Ирон گیلکی
مازرونی հայերեն آذری لری
Welcome
Login / Register

بزرگداشت فردوسی در برج میلاد ● شاهنامه تنها تاریخ نیست بلکه فرهنگ و تمدن ایران است

به گزارش از امرداد

خبرنگارامرداد-مارال آریایی :
دهمین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی روز سه شنبه 22 اردیبهشت ماه با همکاری باشگاه شاهنامه‌پژوهان و بنیاد فردوسی به میزبانی برج میلاد در تهران برگزار شد.
به گزارش تارنمای امرداد، در این آیین با باشندگی گروهی از دوست‌داران شاه‌نامه، هنرمندان، ادیبان، استادان و کارشناسان شاه‌نامه‌پژوه و فردوسی‌شناس از دکتر علی رواقی در گنجینه مشاهیر برج میلاد سپاس‌داری شد.
دکتر پیروز مجتهدزاده پژوهشگر و جغرافی‌دان و کارشناس مسایل سیاسی جهانی در بزرگداشت شاهنامه فردوسی به بررسی شاهنامه و تاریخ جغرافیای ایران پرداخت: «در جغرافیای سیاسی پدیده‌ای به نام کشور است و کشور از سه گوهر اساسی شکل می‌گیرد ملت، حکومت و سرزمین و در زبان‌های انگلیسی و فرانسه برای آن از واژه «State» و اِتا «Eta» بهره می‌گیرند. تاریخ پیدایش واژه «کشور» در سال 1648 ترسایی (:میلادی) در قرارداد وست فالیا مطرح شد. در این قرارداد اروپایی‌ها برآن شدند سرزمین‌هایی را که گشایش می‌کردند نظمی به آن بدهند و مرزی بین آن‌ها ایجاد کنند.»
قرار داد وست فالیا در خاور
مجتهدزاده با بهره‌گیری از شاه‌نامه نشان داد کشورداری از دیرباز در ایران وجود داشته‌است: «در سال 1997 ترسایی نشستی در فلورانس ایتالیا داشتیم، در همین‌زمینه صاحب‌نظرانی از کشورهای خاوری (:غربی) باشنده بودند و من چالشی را به‌میان آوردم. مفهوم دانشی کشور در نتیجه قرار داد «وست فالیا» نمی‌توانست ایجاد شود این کار دانشمندان و اندیشمندان است چگونه سران روس و فرانسه و.. چم (:معنی) کشورداری را که بحث دانشی است را ایجاد کرده‌اند! به گمانم از تمدن‌های کهن‌تر شنیده‌باشند! شاه‌نامه فردوسی این چمار (:معانی) را به گستردگی و روشنی بسیار بیان کرده‌است.»


پیروز مجتهدزاده، جغرافی‌دان سیاسی جهانی

جغرافی‌دان سیاسی در ادامه بیان کرد: «نام شاه‌نامه از نام حکومت کردن و آغاز شاه‌نامه سخن از حکومت است مانند تهمورث، جمشید و شاهان دیگر که تمدن ایران را آفریدند و هر چه پیش می‌رویم شکل کشورداری به چمار امروزی را بیان می‌کند.چون شاه‌نامه به گونه سروده‌است درکش به گمان اندکی سخت است. با درک واژه‌ها و چمار آن می‌توان به کشورداری در بیش از دو هزار سال پیش پی‌برد به ویژه در زمان ساسانیان به آشکار این موضوع دیده می‌شود.»
این پژوهشگر افزود: «در گردهمایی فلورانس این موضوع بسیار جلب توجه کرد و دو سال دیگر ‌نامه‌ای از بِرن سوییس دریافت کردم که گفته شده‌بود آخرین پدیده‌ها و مفاهیم جغرافیای سیاسی امروز در حال تدوین است و از من خواسته شده بود در آن فصلی را «درباره پیدایش حکومت و کشور در ایران» بنویسم. پروفسور داریس وِسِل وُلتر استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه بِرن صاحب این طرح در نامه‌ای به من نوشت «با خواندن این مقاله من به این رای رسیدم که باز هم خاور (:غرب) درباره ایران در اشتباه است و من امیدوارم خاور بداند آن‌چه از فرهنگ و تمدن دارد از ایران است.»
نخستین کشور را کورش بنا نهاد
مجتهدزاده شاه‌نامه را درباره کشورداری مورد بررسی قرار داد و گفت: «شاه‌نامه را که از نخست ورق بزنید در داستان جمشید سخن از گسترش صنعت، مهرازی، هنر، راه‌سازی، خنیاگری و از همه بالاتر دادگری و برابری است و به درستی حکومت بر مردم (:دموکراسی) دیده می‌شود. state به چمار یک پادشاه، وزیر، خراج جمع کن و تبلیغ کن نیست بلکه باید سازو کار حکومت کردن رسیدگی به مردم و مدیریت سرزمین را داشته و عدالت را برقرار کند. شمشیر زدن و جنگیدن حکومت کردن نیست. کشور یا سرزمین را «کورش» بنا نهاد پیش از آن‌هم ایلام و تمدن‌های دیگر بودند ولی آن‌ها state نبودند. دیااکو بهترین پادشاه حکومت فدرال را پیشنهاد داد، کورش از دیگرانی که می‌دانستند آموخت و به بهترین روش آن را اجرا کرد. کورش 40 کشور خودمختار را بنا نهاد ولی حکومت مرکزی ساتراپ به این کشورها می‌فرستاد و بدین گونه این سیستم نام شاهنشاهی به خود گرفت و شاهنشاهی به چمار شاه شاهان، شاه چهل کشور است.»
او از ادامه نظام کشورداری در امروزه گفت: «نظام حکومتی هخامنشیان تا کنون به گونه‌ای ادامه داشت حتا در زمان قاجار ملوک‌الطوایفی، فاسد شده همان کشورداری کهن بود ولی حالت فدرالش را تا پایان نگه‌داشت. در دوران پهلوی کشورداری به چمار امروزی پیاده شد.»
این پروفسور از ارزش کشورداری کورش گفت: «چالشی از کشورداری کورش در خارج از ایران وجود دارد و می‌پرسند آیا همه آزادانه به سوی کورش روی آوردند من به آن‌ها می‌گویم برخی چنین بود. زیرا بیگانگان باور دارند همه به زور شمشیر وارد نظام پیشرفته کورش شدند حتا در شاه‌نامه هم اشاراتی به آن شده‌است. کشورهای تبارهای باختری یونان آزادانه نامه نوشته و وارد این نظام شدند قبرس نیز یکی از کشورهایی است که آزادانه آمد و به احترام کورش نام کشورش را «کُپرُس» که همان کورش است گذاشت.»
نظام حکومتی در دوران‌های گوناگون
مجتهدزاده نظام حکومتی را در دوران دیگر نیز به چالش کشید و افزود: «در دوران اشکانیان حکومت به گونه بسیار پیشرفته امروزی رشد می‌کند و در آن زمان «مهستان» به‌چم (:معنی) جایگاه بزرگان، شکل نخستین مجلس شورا تشکیل می‌شود که توان جابجایی پادشاه را هم داشتند سپس روم از آن یاد گرفت و مجلس سنا بنا نهاد سنا واژه‌ای تازی به‌چم «محل مسنان»، ریش سفیدان است.»
او افزود: «در زمان ساسانیان جنب‌وجوش حکومت کردن بالا گرفت و کارها براساس برخورد اندیشه و آرا ایجاد ‌شد. زمانی که بهرام‌گور از جنگ توران برمی‌گردد برآن می‌شود مرز به‌ چمار (:معنای) امروزی ایجاد کند. ساسانیان در برخورد با قدرت‌های دیگر، تورانیان در باختر، روم در خاور سازمان‌دهی کشور در مرزهای مشخصی ایجاد کردند تا جنگ‌ها و درگیری‌ها را به صلح و آرامش درآورند. چنین شد که دو گونه مرزداری ایجاد شد در خاور چون برخورد نظامی بالا نبود کشورهای سرحدداری ایجاد شد. در باختر چون درگیری بالا بود به این رای رسیدند که باید مانعی ایجاد کرد و خطی کشید. چنان‌چه در شاه‌نامه آمده‌است:
برآسود یک هفته لشکر نراند / ز چین مهتران را همه پیش خواند
برآورد میلی ز سنگ و گچ / که کس را به ایران ز ترک و خلج
نباشد گذر جز به فرمان شاه / همان نیز جیحون میانجی به راه
بنابراین سران توران و چین را به پایتخت فراخواند و با آنان گفت‌وگو کرد و برآیند آن ایجاد ستون گچی بود به گونه‌ای که ترک و خلج (:بیگانگان) از آن گذر نکنند. مگر فرمان شاه که همان روادید امروزی است در دست داشته‌باشند. آن زمان وزارت امور خارجه نبود لاجرم دست خطی از شاه را در دست داشتند.
مرز رودخانه‌ای پدیده‌ای نو است
در این بخش از سروده میان ایران، توران و چین رودخانه جیحون است که آن را مرز قرار دادند. مرز رودخانه‌ای امروزه پدیده‌ای نو است ولی فردوسی هزار سال پیش از این در تمدن ایران یاد می‌کند.»
مجتهدزاده در پایان سخنانش بیان کرد که شاه‌نامه گنجینه بسیار بزرگی است که ما هنوز آن را به درستی نمی‌شناسیم، شاه‌نامه تنها تاریخ نیست بلکه فرهنگ و تمدن ایران است.


سیاوش شهریور، فرنشین اجتماعی ـ فرهنگی استانداری تهران

سیاوش شهریور فرنشین اجتماعی ـ فرهنگی استانداری تهران به ضرورت همیاری اجتماعی و جغرافیایی ایران با رویکردی به شاه‌نامه فردوسی گفت: «سرزمینی که امروز به نام ایران به‌مانند مادری پناه گرفته‌ایم میراث هزاران ساله از برای جنگ‌ها، صلح‌ها، برادری‌ها و همیاری‌ها به ما رسیده‌است. ما در فلاتی زندگی می‌کنیم که دو ویژگی دارد یکی فلات خشکی است که همیشه بلایای آسمانی و خشک سالی در آن بوده و دیگری همواره گذرگاهی برای جنگ‌های سخت بوده‌است. بنابراین ایرانی یاد گرفته در روزگار سخت و تیره به یاری یکدیگر بشتابد و برای گذر از لحظات سخت دست در دست هم دهند.»
شهریور افزود: «گفتمان فردوسی از سه گوهر خِرد، مدنیت و هویت، اساس همه حکومت‌ها است. امروز ما باید هویت را در کردار و گفتارمان بیان کنیم در زندگی و شهروندی امروزی به مدنیت وفادار باشیم مدنیت به چمار (:معنای) آداب و اخلاق و منش شهروندی است. گوهره جاودانه و تاب‌آوری که این گفتمان را از فردوسی به ما رسانده، خانواده‌ی ما است. خردورزی، عشق به میهن، شهرنشینی، دانش مهرازی، پزشکی، گیاه شناسی، سفالگری، وفاداری و همه ویژگی‌هایی که در تبارهای ایرانی است به وسیله خانواده به ما رسیده‌است و فسوسا این حیاتی‌ترین و مقاوم‌ترین سلول جاودانگی تبار ایرانی در حال نابودی است.»
ما در تلخ‌ترین و سخت‌ترین روزگار تاریخ ایران زندگی می کنیم
فرنشین امور اجتماعی ـ فرهنگس استانداری تهران بیان کرد: «اگر امروز فردوسی را پاس می‌داریم، باید بدانیم دانش فردوسی، سروده و گفتمانش به آسانی به دست ما نرسیده و ما نیز باید این گفتمان ارزنده و انسانی را به گونه‌ای شایسته به فرزندانمان بسپاریم. به‌گمانم در تلخ‌ترین و سخت‌ترین روزگار زندگی تاریخ ایرانی قرار داریم و تلخ‌تر این که خانواده به شوند‌های گوناگون مانند نبود آموزش، آزادی و اگاهی زیر چرخ آسیاب روزگار در حال نابودی است. و از میهن‌دوستی که فردوسی از بارها سخن رانده در خیابان‌های شهر خبری نیست.»
شهریور در بخش دیگری گفت: « هشتاد درصد از سرزمینی که در شاه‌نامه آمده در افغانستان امروزی است و هشتاد درصد از ادبیاتی که فردوسی یاد کرده در گفتار ما نیست. من دو خواهش دارم یکی به عنوان مسوول ایجاد سمن‌ها در تهران خواهش می‌کنم چه از دیدگاه نو برای پاس‌داری از زیست‌بوم، انجمن‌هایی را با نام دوست‌داران البرز، سیمرغ ایجاد کنیم یا انجمن پاس‌داری از شاه‌نامه، دوست‌داران ایران و سنت ایرانی ایجاد کنیم. اگر کسانی تمایل داشته‌باشند باید یاریشان کرد و پروانه‌ی لازم را در اختیارشان قرار داد. دیگراین‌که ادبیات کهن ایران فراموش شده به ویژه سعدی‌خوانی، مولوی‌خوانی، حافظ و شاهنامه‌خوانی از خانه‌ها بیرون رفته‌است من خواهش می‌کنم این آیین نیکو را پاس بداریم و شاه‌نامه در زبان، فرهنگ و چرخه وجودی ما جریان بیابد.»
علی رواقی که چراغ‌دار راه شاه‌نامه شناسی
واپسین سخنران در این نشست بابک سلامتی پژوهشگر شاهنامه و مدیرمسوول و صاحب امتیاز هفته‌نامه «امرداد»، از بزرگان انیرانی که در ستایش فردوسی و شاهنامه سخنانی بیان کرده بودند گفت: «اگر بخواهیم از فردوسی یاد بکنیم با یادکرد بزرگان انیرانی روبرو می‌شویم که از فردوسی به نیکی یاد کرده‌اند مانند خاورشناس آلمانی می‌گوید«فردوسی یکی از نایاب‌ترین گوهرها را به ادبیات جهان افزود» بِرتلز خاور شناس می‌گوید «شاه‌نامه فردوسی نَسکی است که هیچ ملتی همانند آن را برای خودش ندارد» همه این‌ها بیان‌گر بی‌مانندی شاه‌نامه است و ما باید تلاش کنیم تا آن را به نیکی بشناسیم و نیاز است به استوره‌شناسی، واژه‌شناسی، مردم‌شناسی، ایران‌شناسی و آیین شهریاری و... آشنا باشیم هم‌چنین نَسک‌های بسیاری به ویژه واژه‌نامه‌های تخصصی درباره شاه‌نامه را بخوانیم.»
سلامتی افزود: «امروز در کنار بزرگداشت‌ فردوسی، نکوداشت دکتر علی رواقی که چراغ‌دار راه شاه‌نامه شناسی است و کتاب ارزنده‌ی وی می‌تواند به مانند چراغی در سختی‌های شناخت شاه‌نامه باشد. دکتر رواقی در گفت‌وگو پیشین خود گفت 700 هزار برگه برای فراهم آوردن نَسک خود آماده کرده‌است و نزدیک به 750 واژه را برگردان کرده‌است.»


بابک سلامتی، مدیرمسوول هفته نامه امرداد و پژوهشگر شاه‌نامه

در ادامه سلامتی زندگی فردوسی را از زبان او با بهره‌گیری از سروده‌هایش بیان کرد: «یکی از ارزشمندترین رویدادهایی که فردوسی توانست برپایه آن شاه‌نامه را به نظم آورد شاه‌نامه منصوری که عبدالرزاق گرد آورده‌بود. عبدالرزاق پنج موبد از سراسر ایران فرا می‌خواند و از آن‌ها درخواست نوشتن تاریخ ایران به گونه داستان می‌کند تا برای آیندگان برجای ماند.
روزگار فردوسی بسیار پرآشوب بود ترک و تازی به ایران تاخته‌بودند، از ایران سخن گفتن و ایران‌خواهی خطر بسیار بزرگی بود و فردوسی می‌دانست بسیاری چشم به این داستان‌ها دارند.
می‌خواهم روانش را سرزنش کنم که چرا مرا تنها گذاشت و رفت
پس از این چکامه‌سرایی زرتشتی به‌نام «دقیقی» پیدا می‌شود و شاه‌نامه منصور گردآورده شده به وسیله عبدالرزاق سپه‌سالار خراسان را آغاز می‌کند ولی شادمانی مردم ماندگار نیست و دقیقی در جووانی به دست غلام خودش ناکام کشته می‌شود.»
سلامتی از سختی‌هایی که فردوسی برای یافتن شاه‌نامه منصور به جان می‌خرد سخن می‌گوید: «فردوسی برای یافتن شاه‌نامه راهی سفر می‌شود و خطر‌های آن را به‌جان می‌خرد ولی سفر برآیندی نداشت و ناامید برمی‌گردد. فردوسی از امیرک منصور پهلوانی نژاده‌ای یاد می‌کند و او شاه‌نامه منصور را به فردوسی پیشکش می‌کند. امیرک می‌گوید آسودگی را خود دور کن و این نامه پهلوی را که میتوانی بخوانی به نظم دربیاور. فردوسی آغاز به سرودن می‌کند و امیر منصور پشتیبان و یاور او بود. فردوسی در شاه‌نامه از او به عنوان «مهتر گردن فراز» یاد می‌کند. شوربختانه امیرمنصور در آن روزهای پرآشوب کشته می‌شود و آشکار نیست چه بر سر او می‌آید. از این پس رنج سی‌ساله فردوسی آغاز می‌شود.»
این پژوهشگر شاه‌نامه در ادامه می‌گوید: «فردوسی در میانه‌های راه سرودن شاه‌نامه به سختی‌های بسیاری برمی خورد که همواره در سروده‌هایش از مرگ و داد فریاد می‌کند. در 65 سالگی شاهد مرگ پسر 37 ساله‌اش بود و در جایی می‌گوید می‌خواهم روانش را سرزنش کنم که چرا مرا تنها گذاشت و رفت. بنابر روایت بیژن و منیژه فردوسی دولتمند بوده ولی در راه سرودن شاه‌نامه مالش را از دست می‌دهد با این‌حال از یزدان می‌خواهد زندگی‌اش تا پایان سرودن شاه‌نامه دوام داشته‌باشد.
تنگ‌دستی فردوسی زمانی‌است که چکامه‌سرایان شاه محمود کیسه‌های زر از وی می‌گرفتند و فردوسی می‌گوید اگر درآمدی داشتم روزگار با من برادری می‌کرد.»
یزدان از همه مردان و زنان، فردوسی را برگزید تا شاه‌نامه را به پایان برد
سلامتی از ناتوانی فردوسی در پایان سرودن شاه‌نامه می‌گوید: «فردوسی در یکی از زمستان‌ها دچار گرفتاری می‌شود و از سوی دیگر خراج شاه‌محمود به این سختی‌ها می‌افزاید و رفته‌ رفته جوانی فردوسی از دست می‌رود. چشم‌ش ناتوان شده و اندک اندک ادبیات حماسی و عاشقانه در سروده‌های کاسته می‌شود ولی از یزدان درخواست سرانجامی زندگی را دارد.»
سلامتی در پایان گفت: «یزدان از همه مردان و زنان، فردوسی را برگزید تا شاه‌نامه را به پایان برد و در سپندارمزگان با داستان یزگرد داستان شاه‌نامه به پایان می‌رسد و فردوسی به نقش خود در خلق و زنده کردن زبان پارسی ایمان دارد:
نمیرم از این پس که من زنده‌ام / که تخم سخن را پراکنده‌ام
بناهای آباد گردد خراب / زباران و از تابش آفتاب
پی افکندم از نظم کاخی بلند / که از باد و باران نیابد گزند»
در بزرگداشت فردوسی به میزبانی برج میلاد بانو هما ارژنگی چکامه‌سرای میهنی سروده‌ای برای فردوسی و ایران خواند و مهدی تمولی، حسین زاهدی نقالی کردند و در پایان از دکتر علی رواقی با پیشکش لوحی از سوی بنیاد فردوسی سپاسمندی شد.


مجری نشست


بانو هما ارژنگی چکامه‌سرای میهنی


میثم موحد فر از بنیاد فردوسی


دکتر علی رواقی

 

 

Post your comment

Comments

Be the first to comment

Sign in or sign up to post comments.

Related articles