English پارسی Русский Kurdi کوردی Тоҷики بلوچی پشتو دری اردو हिन्दी Ирон گیلکی
مازرونی հայերեն آذری لری
Welcome
Login / Register

بررسی پرونده ثبت جهانی نوروز ●باشقیرستان برادر گم‌شده‌ی ایران

به گزارش از امرداد

خبرنگار امرداد-مارال آریایی :
نیلوفر پرزیوند فرنشین سازمان مردم نهاد کانون جهانی نوروز و میثم موحدی فرنشین و هموند کانون جهانی نوروز در سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور در نشستی با عنوان «مردمان نوروز» میزبان استادان از جمله محمد میرشکرایی مسوول ثبت جهانی نوروز و سیروس برزو استاد ایرانی زبان فارسی در جمهوری‌های گوناگون روسیه و از سازمان‌های مردم نهاد امیر عبدی‌پور فرنشین و بنیان‌گذار بنیاد جهانی نوروز، منوچهر لطفی از انجمن مجموعه‌داران، فرهاد نظری مدیر کل‌ دفتر ثبت آثار و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی و نهاوندی از اداره کل مجامع کانون میراث تامل انسان‌های دیروز، امروز و فردا بودند.
میثم موحدی دبیر گردهمایی «مردمان نوروز» پس از سپاس‌داری از باشندگان نشست ابراز افسوس کرد که دیگر نهادهای دعوت شده از جمله اداره کل باستان‌شناسی دانشگاه تهران، کانون دیپلماسی وزارت خارجه، اداره کل ایرانیان خارج از کشور سازمان فرهنگ و ارتباطات در نشست نیستند زیرا رای هر کدام می‌توانست در پیش‌برد آرمان کانون جهانی نوروز یاری‌رسان باشد.
در ادامه موحدی از فرهاد نظری درخواست کرد از جایگاه ایران و درخواست کشورهای دیگر در پیوند به نوروز جهانی گفت‌وگویی داشته باشد فرهاد نظری نیز اشاراتی به روند پرونده نوروز جهانی از آغاز به امروز داشت: «من از باشندگان پروانه (:اجازه) می‌خواهم به روند چگونگی شکل‌گیری پرونده نوروز گذری داشته‌باشم. نوروز به عنوان نخستین پرونده ملی ایران در سازمان میراث فرهنگی وارد سیاهه (:فهرست) ملی ناملموس ایران شد هم‌چنین به عنوان نخستین پرونده ایران وارد سیاهه میراث فرهنگی ناملموس یونسکو شد و نیز نخستین پرونده چندملیتی در این حوزه بود که دارای هفت هموند(:عضو) ایران، ازبکستان، ترکیه، هند، آذربایجان شوروی، پاکستان و قرقیزستان است. چهار کشور دیگر ترکمنستان، تاجیکستان، افغانستان و قزاقستان درخواست پیوند داشتند در میانه راه ترکمنستان انصراف می‌دهد.»
نظری از چگونگی پیوستن کشورهای دیگر به این پرونده گفت: «اگر پرونده‌ای درخواست پیوند داشته‌باشد پرونده باید مورد پسند همه هموندان آن باشد و همه نوشته‌(:متن) بازنویسی و امضا شود. در بهمن‌ماه سال گذشته در چنین روزهایی پرونده با باشندگی هفت هموند و دو کشوری که خواستار پیوند بودند، بازنویسی شد. پرونده را آماده، امضا کرده و به دبیرخانه میراث فرهنگی فرستاده‌شد.»


امیر عبدی پور فرنشین و بنیان‌گذار بنیاد جهانی نوروز و فرهاد نظری مدیر کل دفتر ثبت آثار

خواستار پیوستن کشورهای دیگر به پرونده نوروزی
او افزود: «در زمانی کوتاه دو کشور دیگر هم خواستار پیوستن شدند و ما ناچار شدیم ثبت را متوقف کنیم تا دو کشور ترکمنستان و عراق هم بپیوندند. هم‌اکنون با 12 هموند در حال بازنویسی است. کشورهای دیگری مانند روسیه باشقیرستان، تانزانیا و بخش‌هایی از چین که نوروز را جشن می‌گیرند دوست‌دار پیوند به پرونده‌جهانی نوروز هستند.»
سیروس برزو پس از فروپاشی روسیه بدانجا رفت و کوشش کرد جشن‌های نوروزی را در این سالیان پوشش دهد. او در زمینه ادبیات فارسی، کیهان‌شناسی، ستاره شناسی کوشا است و پیوند دهنده سازمان فضایی ایران و روسیه است در یکی از فرهنگسراهای تهران نیز گنجینه‌ای (:موزه‌ای) از پیشکش‌های فضانوردان روسیه و دیگر کشورها به سیروس برزو برپاست یکی از کنش‌های (:فعالیت) فرهنگی او رهسپار کردن آثار استاد فرشچیان همراه فضانوردان به فضا است.
بروز در نشست «مردمان نوروز» از این آیین ملی و جهانی در بین مردم روسیه به‌ویژه جمهوری باشقیرستان سخن گفت: «نوروز و فرهنگ ایرانی در روسیه ریشه بسیار دیرینی دارد که ناشناخته مانده‌است از جمله باشقیرستان. نام باشقیرستان ترکی است و مردم بومی «باش کردستان» می‌گویند و به باور کارشناسان آن سرزمین باشقیر خاستگاه تباری هستند که به ایران رفته‌اند. آنان کردهای بالادست هستند و کردهای پایین دست آنهایی هستند که به ایران کوچ کرده‌اند.»
او در ادامه از نزدیکی فرهنگ باشقیرستان و ایران گفت: «نزدیک به 4000 واژه فارسی در زبان باشقیرستان وجود دارد. بسیاری از آیین‌های آنان نزدیک به ایرانیان است. در یکی از بازی‌های بومی که مانند بازی‌های ایرانیان بود پس از پایان بازی به بازیکن برنده «آفرین» می‌گفتند زمانی که معنای آن را پرسیدم با معنی فارسی آن یک‌سان یافتم و کنجکاو شدم تا بیشتر بدانم. آنان نام‌های ایرانی مانند بهرام، گلنار، گلناز داشتند حتا نام رییس‌جمهورشان «رستم» بود اما از خاستگاه و جایگاه این نام‌ها آگاهی ندارند.»
کسی به صاحب‌خانه خوش‌آمد نمی‌گوید زیرا باشقیر زمانی جزو سرزمین پارس بود
برزو از ویژگی‌های دیگر باشقیری‌ها گفت: «مرا به آیینی فراخوانده بودند افزون‌بر برخورد دوستانه، آنان خود را ایرانی می‌دانستند چنان‌چه یک تن باشقیری مرا در آغوش کشید و گفت «ما پسرعمو هستیم! زیرا من یکی از نوادگان اردشیر پاپکان هستم و در آن‌جا اشکفتی (:غاری) وجود دارد که از همان دوران ما سرپرست (:متولی) آن هستیم؛ زرتشت نیز در این اشکَفت برای ما خطبه کرده‌است.» در اشکَفت نشانه‌هایی از آن دوران وجود دارد» البته پروانه ورود به هر کسی نمی‌دهند.»
او در ادامه از مهربانی وزیر فرهنگ باشقیرستان گفت: «در نشستی دیگر که از کشورهای گوناگون فراخوانده شده‌بودیم هر کسی خود را می‌شناساند (:معرفی می‌کرد) و من نیز به مانند دیگران. وزیر فرهنگ این جمهوری سخن جالبی بیان کرد «من به همه خوش‌آمدگویی می کنم به جز آقای بروز»، من شگفت‌زده شدم و در ادامه گفت «زیرا او صاحب‌خانه است و کسی به صاحب‌خانه خوش‌آمدگویی نمی‌کند گرچه امروز باشقیر وابسته جایی دیگر است اما روزگاری جزو سرزمین پارس بوده‌است پس شوَندی (:دلیلی) وجود ندارد من به وی خوش‌آمد‌گویی بکنم.» نکته جالب‌تر دیگر برای کشورهای بسیاری زمانی گردش دوره‌ای برای شهرهای گوناگون گذاشته ‌شده‌بود دوستی که سرپرستی گروه را برگردن داشت در شهر سومی به من گفت خواهش می‌کنم از این پس شما در ردیف پایانی بایستید زیرا همین‌که من می‌گویم فلانی از ایران است همه گِرد شما می‌آیند و به سایر میهمانان توجهی نمی کنند و حتا برخی حالی هم نمی‌پرسند و این بی‌‌حرمتی به آنان است.»
این استاد بیان کرد: «جمهوری باشقیرستان یکی از جمهوری‌های فدراسیون روسیه است که 171 هزار کیلومتر گستردگی و بیش از چهار میلیون جمعیت دارد پایتخت آن اوفا است. مکان جغرافیای سیاسی آن در شمال قزاقستان است و توان مالی بالایی هم دارد. بیشتر مردم باشقیرستان خود را از نژاد ایرانیان می‌دانند و بسیار کم خود را ترک می‌شناسند. گرچه اهل تسنن هستند ولی بیشتر از چچن و داغستان به ایران نزدیک‌تر هستند»


باشندگی ملت‌های گوناگون در جشن نوروز باشقیرستان

مردم باشقیر روز نخست فروردین را جشن نمی‌گیرند
برزو از برگزاری جشن‌ نوروز در باشقیرستان گفت: «در باشقیرستان به‌شوَند(:دلیل) وجود برف و سرما روز نخست فروردین نوروز را جشن نمی‌گیرند ولی بررسی می‌کنند کدام روز آفتابی است همان روز را از پیش بیان می‌کنند. همه تبارها و ملت‌های همراه و دوست‌دارانشان در بوستانی مشخص چادر می‌زنند که هر کدام بنا به باورهایشان خوان هفت سین را می‌چینند. تاجیکی‌ها خشکبار رایج کشور خود را قرار می‌دهند برخی با خوراک‌های بومی خود از مردم پذیرایی می‌کنند و آواز رامشگری(:رقص) با پوشش بومی به نمایش می‌گذارند. بیشتر آهنگ‌هایی که پخش می‌شود از آهنگ‌های سنتی ایران است.»
او از تلاش ایرانیان و کوتاهی آنان گفت: «جشن نوروز در کانون جمهوری باشقیرستان جشن گرفته می شود و مردم بسیار باشکوه در آن شرکت می‌کنند، قزاق‌ها چادری که می‌زنند بسیار بزرگ است. اما از سوی ایران تنها من با چادری که در خانه داشتم با چندین فرتور و پوستر باشنده‌بودم. من به یکی از فرهیختگان باشقیری آموزش خوش‌نویسی داده‌بودم که در اندازه یک استاد خوب خوش‌نویسی می‌کرد. در سال نخست از وی درخواست کردم کنار چادر ما بنشیند و نزدیک 200 کارت شادباش، قلم و جوهر به وی دادم. همه به ردیف ایستاده تا استاد نام آنان یا مادرشان را به فارسی خوش‌نویسی کند برخی نامزدها در خواست نوشتن نام هر دو را می‌کردند چندین بار دیدم پس از خشک شدن جوهر نوشته‌ها را بوسیده سپس تا می‌زدند. روی‌هم رفته ما ایرانیان بسیار کوتاهی کرده‌ایم.»
باشقیرستان برادر گم‌شده
برزو از تلاش هایش برای شناساندن جمهوری باشقیرستان به مردم ایران گفت: «چند سال پیش با نامه‌نگاری‌هایی به صدا و سیمای ایران سناریویی نوشتم و براساس آن توژی از باشقیرستان آماده شد. با مردم، دانشجویان، دانشمندان گفت‌و‌گو شد و نام آن «باشقیرستان،برادر گمشده» عنوان شد. ما در ایران هیچ‌آگاهی از این جمهوری نداریم و هرگونه کوشش فرهنگی را مردم آن‌جا استقبال می‌کنند. به‌یاد دارم همان زمان ما می‌خواستیم با وزیر فرهنگ باشقیرستان گفت‌وگویی بکنیم تماس گرفتیم و منشی گفت آقای وزیر فردا نیم‌روز به مسکو خواهد رفت و نمی‌توان برنامه‌ریزی کرد. پس از یک‌ساعت دیگر زنگ زد و گفت اقای وزیر گفته شما فردا بامداد ساعت 9 می‌توانید بیایید، زیرا من دوست ندارم دل آنان بشکند. ولی باید بدون درنگ به فرودگاه بروم. این گزارش در شش بخش در شبکه مستند ایران پخش شد.»
او در بخش دیگری بیان می‌کند: «در این جمهوری منطقه ای به‌نام ساربات دوجود دارد و مردم آن‌جا براین باور هستند این گستره خاستگاه تباری است که به ایران آمده‌است. در ساربات مرا به دیدن‌ گنجینه‌ای بردند که همیشه باز نیست و برای افراد ویژه در زمان‌های ویژه می‌گشایند. جواهرات یافت شده در ساربات دارای تقش‌های بسیاری از دوران هخامنشیان بود. دانشگاه علوم ساربات از من درخواست کرد که اگر ایران تمایل داشته‌باشد ما آنان را برای کاوش فرابخوانیم (:دعوت می‌کنیم) و پس از بستن قراردادی کار گروهی (:مشترک) در کاوش به گمان بتوانیم ریشه‌های یک‌سانی را بیابیم. شوربختانه نامه‌نگاری‌های ما با سازمان‌های دولتی در اندازه شعار بود و برآیند دیگری نداشت.»
نشانی از تبار باشقیری‌ها در جنوب ایران
بروز از کوشش‌های باشقیری‌ها برای یافتن پیوند‌های تباری در ایران گفت: «نزدیک به چهار سال پیش آنان چند تن را با هزینه خود به ایران فرستادند زیرا گمان می‌کنند گستره‌ای در جنوب ایران به‌نام «بَشاگرد» در حوزه جاسک از تبار آنان هستند هنگامی که من با آنان در این‌باره پرس‌وجو کردم پاسخ دادند ما واژه‌های بسیار یک‌سانی را در آن‌جا یافتیم.»
او در بخش دیگری از سخنانش گفت: «زمان بازگشت با میثم موحد آشنا شدم و پس از گفت‌و‌گوهایی قرار براین شد در این نشست موضوع را مطرح کنیم شاید بتوان پیوند بیشتری بین این دو ایجاد شود.»
کوتاهی ایرانیان در شناساندن حوزه فرهنگی ایران بزرگ
در بخش پایانی نشست میثم موحد از پیوستن دیگر کشورهای حوزه ایران فرهنگی به پرونده نوروز و ترفندهایی که شوروی برای پراکنده فکنی ایران فرهنگی داشت سخن گفت: «اگر نمایندگانی از وزرات امور خارجه در نشست باشنده بودند می‌توانستیم بهره برداری دیپلماتیک از نوروز داشته باشیم. شوربختانه به شَوند(:دلیل) مشورت‌های نادرست راهبردهای اشتباهی وجود دارد. حوزه‌های نفوذ مردمی کنار گذاشته می‌شود و به دیگران وانهاده می‌شود.»
او در ادامه افزود: «تاجیکستان به عنوان پاره‌ای از تن ایران بزرگ خود را بخشی از ایران می‌دانند چنان‌چه پس از خودمختاری دوست‌دار پیوستن به ایران و در زیر یک پرچم باشند همان‌گونه که می‌دانید در زمان شوروی برای ایجاد پراکنده‌فکنی، دو شهر ارزشمند و بزرگ «سمرقتند و بخارا» را از تاجیکستان جدا می‌کنند تا به گونه‌ای غرور آنان را از بشکند و از سوی دیگر کشوری به نام ازبکستان که وجود نداشت به آن هویت بخشد. تنشی که بین تاجیکستان و ازبکستان وجود دارد بسیار پیچیده‌تر از تاتارستان و باشقیرستان است.»
موحدی ادامه داد: ما در آذربایجان شوروی سرکنسول‌گری جمهوری اسلامی داریم در‌حالی‌که اوفا حوزه نفوذ و پایگاه ما است و کششی نسبت به ایران دارد، هیچ پایگاه سیاسی و فرهنگی از ایران راه‌اندازی نشده‌است باید در این زمینه وزارت امورخارجه بیشتر کوشا باشد و نوروز می‌تواند رشته پیوندی بین کشورها باشد.»
موحدی گفت: « در پنج سالی که بروز در باشقیرستان باشنده‌است درخواست کرده‌اند درباره کاوش و باستان‌شناسی از کارشناسان ایرانی بهره بگیرند و البته هزینه‌ها را خود به‌گردن گرفته‌اند. در ایران با بهره‌گیری از کانون بازنشستگان میراث فرهنگی و سازمان‌های مردم نهاد باستان‌شناسی می تواند پیوند بیشتری ایجاد کرد.»


محمد میر شکرایی مسوول ثبت جهانی نوروز و رمضانی از میراث فرهنگی


نیلوفر پرزیوند فرنشین سازمان مردم نهاد کانون جهانی نوروز


برگزاری جشن نوروز در باشقیرستان

 

Post your comment

Comments

Be the first to comment

Sign in or sign up to post comments.

Related articles